کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟ کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟

غیبت نکرده ای که شوَم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را ...

اینترنت + عکس (اون آخرش اضافه شد )

قدیما اینترنت رو دوست داشتم

چون سرگرمی بود

چون تو خیلی ها

من داشتمش

خیلی ها نداشتنش

سرگرمم می کرد

هیچ اجباری  نداشتم که داشته باشمش

حرف های دلم توش نوشته می شد

دوست هام توش بودن

حرفایی که بیرون از اینترنت نمی تونستم بگم

اینجا به راحتی می گفتم

بازی .... سرگرمی .... هیچ اجباری در کار نبود

کم  کم اجبار شد

و  تازگی ها که شش ماه  شبانه روزم رو به خودش اختصاص داده

مریض شدم

راستی راستی ضعیف شدم

از بی خوابی و از کار زیاد مریض شدم

الان دیگه از اینترنت مثل دیروز خوشم نمیاد

تو این چند وقت خیلی پای اینترنت بودم

ولی  نه وقت وبلاگ داشتم

نه البته حوصله اش رو

یه حس و حوصله ای می خواد برای وبلاگ نوشتن

آخه ما قدیمی های وبلاگ نویسی !

از دل می نویسیم تو وبلاگمون

آخ که دل ....

گفتم دل .... یه دلپیچه ای گرفتم  این چند روزه

حالا  امشب یه سری زدم به وبلاگ

ولی اصلا حوصله مای اف سی (بازی آنلاین ) رو ندارم

دوستای خوبم

ببخشید که نبودم

ممنون از اینکه به یادم بودید ... نبودید ... !

اینم جایزه تون

چند تا پ ن پ تصویری

   + امیــــر ; ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٠
comment نظرات ()

هیز بازی !

چشم بعضی ها

مثل رادار سپر دفاع ضد موشکی می مونه

هدف رو تا جایی که می تونه تعقیب می کنه

کاری به کار هیچی و هیچ کس هم نداره

اوهوی .... وسط خیابونه چشمت به ماشین ها باشه  نری زیر ماشین

بعضی ها هم که اصلا زن و مرد حالیشون نیست

هی دارم فکر می کنم .... چیه زیپم بازه

چیزی خوردم  ریخته رو لباسم ؟

.... چی ؟ چیو داری نگاه می کنی ... هــــی ؟

بزنم تو چشمش ؟

   + امیــــر ; ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٩
comment نظرات ()

بر و بچز جریان انحرافی اینا !

خبر نگار: درسته که شما تو قضیه اختلاس بزرگ دست داشتین ؟

یه آقایی!: چی؟ ماشین لباس شویی رو خودت روشن میکنی؟ نه نه نه نه! اشتباهه! اشتباهه!

   + امیــــر ; ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٢
comment نظرات ()

جدی بگیرید - نگیرید ؟!

وقتی یکی

همون اول کاری

زیادی با شما صمیمی میشه

شما رو با اسم کوچیک صدا می کنه

یا به شما لبخند میزنه

احساس دوستی می کنه

به احساستون مراجعه کنید

سعی کنین

خر نشین

این دست دوستی که به سوی شما دراز شده

تحلیلش کنین

ببینین از جانب کیه

البته من همیشه خرم !

فکر می کنم همه حُسن نیت دارند

به خاطر شوخ طبعی و مهربونیمه که

دوستم دارند !!!!!!!!

یکی باید هر بار به من نهیب بزنه

الاغ !!!!!!!!!!!!

خر نشو !!!!!!!!!!!!

   + امیــــر ; ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٧
comment نظرات ()

عکس یه اسگل دیگه که لو رفته !

غیر از اون اسگل در پست پایینی دیدید

یه جور اسگل دیگه هم وجود داره که

در ادامه مطلب بخونین

ادامه مطلب
   + امیــــر ; ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٠
comment نظرات ()

عکس من لو رفت!

ولی  طبق اون چیزی که تو وبلاگ نیلوفر بود

رفتم

یه طرحی زدم بیشتر با هم آشنا شیم

عکس رو که خوب دیدید

به توضیحات زیر عکس توجه فرمایید

البته به این خشن و بی ریختی نیست

اینقدر ها هم سیاه نیست

تقریبا

اصلا این ریختی نیستم

ریش هم عامل متغیره

هیکلم هم به این ریزی نیست

حالا یه طرحی زدیم دیگه

گیر ندین

   + امیــــر ; ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۳٠
comment نظرات ()

تفاوت را احساس کنید

در فیس بوک:

دختر: امروز مریض شدم، رفتم آمپول بزنم (147تا لایک 73 تا کامنت)

پسر: امشب خودم رو میکشم (3تا لایک 1 کامنت که اونم رفیقشه نوشته گ...ه نخور

   + امیــــر ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٥
comment نظرات ()

فیس بوک بعد از اینترنت ملی!

نیشخند

قهقهه

   + امیــــر ; ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱٥
comment نظرات ()

ما و ما

این  جدیدترین بازی در وبلاگ منه
یه قسمتی از کارهای روزمره ما که عادتمون شده  و از سر فرهنگ کم  یا بی توجهی یا باور های اشتباه  رو اینجا گذاشتم
بقیه اش رو  لطفا  شما بنویسین
کامنت های مربوط، به آخر این پست اضافه میشه
 مهمترین کارمان در اول هر ماه صف کشیدن جلوی عابر بانکها برای گرفتن یارانه ماهانه است. چون می ترسیم اگر اول ماه پول را برداشت نکنیم مثل سهمیه بنزین می سوزد!
· برای هموطنمان که در خیابان سهواً جلویمان پیچیده شاخه و شانه می کشیم و پیش زن بچۀ خودمان و او فحش و ناسزا حواله اش می کنیم ولی در مقابل ........ جرأت جیک زدن نداریم.
· یک ساعت در ترافیک بزرگراه همت معطل می شویم و ککمان نمی گزد ولی سر تقاطع به اندازه ده ثانیه نمی توانیم منتظر عبور ماشین روبرویی باشیم.
· آنقدر راحت طلب و بی ارداه ایم که مشتری اول محصولاتی مانند قرص لاغری، کفش افزایش قد، شربت ترک اعتیاد، داروی افزایش میل جنسی و... در دنیائیم.
· وقتی می خواهیم سوار متروشویم مثل زمانی که در مهدکودک بازی صندلی می کردیم چنان به سوی قطار هجوم می بریم که متوجه پیرمرد بغل دستی که عینکش افتاد و شکست نمی شویم.
· به محض رد کردن خروجی مورد نظر در اتوبان جفت پا روی ترمز می رویم و با اعتماد به نفس کامل دنده عقب می گیریم. ( دقیقا همین کار رو امروز  دوبار مرتکب شدم ! دیرم شده بود آخه ... ! )
· برای بچه خردسالمان هر روز چیپس و پفک و نوشابه می خریم ولی نمی دانیم آخرین بار کی یک لیوان شیر خورده است.
· فاصله ظرف جمع آوری زباله تا در خانه مان 50 متر است ولی ترجیح می دهیم کیسه را همان روبروی خانه داخل بوته های کنار پیاده رو پرت کنیم.
· پشت شیشه ماشین می نویسیم "میروم تا انتقام مادرم زهرا بگیرم" ولی ناموس مردم در کوچه و خیابان از دستمان در امان نیستند.
· در تاکسی مکالمات تلفنی خود را با صدایی کاملا رسا انجام می دهیم بدون اینکه متوجه باشیم تاکسی حریم خصوصی افراد نیست و حقوق دیگران را نباید تضییع کرد.
· در ترافیک سر چهارراه با دیدن پسر بچه ای دوره گرد محبتمان گل می کند و یک هزاری به او می دهیم و او بی آنکه بخواهد تا شب پول مواد مخدر پدرش را جور می کند.
· آخرین باری که کتابی را ورق زده ایم مربوط به سالها پیش می شود.
· حاضریم به هر قیمتی ولو ثبت نام در دانشگاه مجازی دوقوزآباد سفلی مدرک بگیریم و میلیونها خرج کنیم ولی بعد از فارغ التحصیلی تنها چیزی که به دردمان نمی خورد همان مدرک است.
· برای اینکه وارد محدوده طرح بشویم روی پلاک ماشین لنگ خیس می اندازیم تا دوربین شماره پلاک را ثبت نکند.
· بیشترین جستجویمان در موتورهای جستجو مثل گوگل مربوط به  ...... است!

· برای ماشین پنج میلیونی که اقساطی خریده ایم، سه میلیون لوازم اضافی وصل می کنیم ولی پول رفتن به دندانپزشک برای معالجه دندان خرابمان را نداریم.
· برای سه روز تعطیلی صندوق ماشین و باربند را تا خرخره پر می کنیم و با شش نفر راهی شمال می شویم و از سه روز تعطیلی را دو روز در ترافیک جاده چالوس و هراز و فیرزوکوه می مانیم. ولی نمی دانیم دریاچه گهر کجاست!
· روز آشتی با طبیعت (13 فروردین) چنان بلایی به سر طبیعت می آوریم که تا یکسال خودش را پیدا نمی کند.
· بقیه اش را شما بنویسد...

   + امیــــر ; ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٦
comment نظرات ()

اعتماد؟

نمی دونم  تو این پروژه مهم به رفیقی اعتماد کنم  که یه بار نارفیقی در حقم کرده ؟

تقصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم،ما بر زمینی زندگی میکنیم که هر روز خودش را دور میزند!

زمین  خودش رو دور میزنه

من از علی توقع دارم منو نپیچونه !

   + امیــــر ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۳
comment نظرات ()
← صفحه بعد