کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟ کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟

غیبت نکرده ای که شوَم طالب حضور پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را ...

 

تمام امروز رو منتظر دریافت یک ایمیل بسیار مهم بودم

کلافه شده بودم

از سه چیز بدم میاد

انتظار  اولیشه

سر ظهر که از دفتر خارج شدم  برای وضو گرفتن

گفتم شاید  رسیده باشه

بعد از وضو سریع اومدم پای سیستم

ولی اصلا یادم رفت برای چی اومده بودم

رفتم چند تا سایت خبری رو دیدم

و رفتم براری نماز

اصلا دل خوش بدم

تازه الان یادم اومده که  من با سایت های خبری کاری نداشتم

فقط می خواستم ایمیل چک کنم

صفحه کلیدم خراب بود

گفتم برام بخرن

به سرم زد یه دونه از این ژله ای هاش رو  بگیرن

ژله ای ها خیلی جالبه

لوله و مچاله میشه

ضد آب و گرد و خاکه

میشه اونو شست !!

ولی برا ی کار حرفه ای مناسب نیست

یه پیشنهاد  کاری خوب دارم برای دو تا نقطه از کشور

همون دو تا جایی که از مردمش خیلی بدم میاد

همون جاها که میگن مردم زیر آب زن هستند

قراره به عنوان مشاور فقط یک روز در هفته رو برم اونجا

ولی تصمیم گرفتم برای مسافرت و خوش گذرونی هم برم کویر و اونجا نرم

نمی دونم چرا این همه از مردم دو رو و دروغ گو بدم میاد

کسانی که هر قت می بیننت

به زور باهات دست میدن و می بوسنت

کلی از خوبی هات میگن و اینکه چقدر دلشون برات تنگ تنگ شده

و وقتی میری

فقط پشت سرت دری وری میگن

به این جور افراد میگن منافق

و من ازشون متنفرم

   + امیــــر ; ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٩
comment نظرات ()