تا چوب بالا سرمون نباشه !

حس نوشتن نیست

نیم ساعته این صفحه بازه - حسش نمیاد بنویسم

حال ندارم

می خوام در باره  کارهای درستی که باید انجام بدیم

ولی تا مجبور  نباشیم  انجام نمیدیم  بنویسیم

مثل چی ؟

یعنی قبلا ها گاز رو تا درجه آخر باز می کردیم

بعدش که زیادی گرم شد

در و پنجره رو باز می کردیم

خب حالا  تا اونجایی که لازم باشه

یا شاید حتی کمتر از نیاز  خونه رو گرم می کنیم

اصلا قصدم حمایت از این طرح .... نیست

می خوام هفته پیش رو تعریف کنم

از وقتی که ماشین جدیده رو گرفتم

زیاد به قدیمیه اهمیت نمی دادم

(حالا اونم خیلی قدیمی نیست مال چهار سال پیشه )

دیگه مثل خودروهای فرسوده شده بود

دو تا درهای غقبش خورده بود

جلوبندیش  مشکل داشت

دود می کرد

موتورش هم تنظیم نبود

خلاصه مورد بی مهری قرار گرفته بود !

البته چند ماهی رو تقریبا ازش استفاده خاصی نکرده بودم

تا اینکه .....

یه روز باهاش رفتم بیرون

و چون معاینه فنی نداشت

پلیس جلومو گرفت

٧ هزار تومن  جریمه ام کرد 

و گواهینامه ام رو پیوست کرد

گفت تا معاینه فنی نیاری

گواهینامه .... بی گواهینامه

همون روز بردمش نمایندگی و چند روز بعد

که با چند صد هزار تومن سرحال شد !

رفتم معاینه فنی اش رو گرفتم

و گواهینامه ام رو پس گرفتم

از قضیه من بدتر

قضیه رفیقم محمده

محمد فوق لیسانس با معدل نزدیک ٢٠ بود

یه مدت با پیشنهاد جدی رییس دانشگاه

حق التدریسی تو همون دانشگاه خودمون درس داد

اما دید نمی صرفه

حالا ساختمون سازی می کنه

اون و خانواده اش ۴ تا ماشی دارن

جمعه باباش با یکی از ماشین هاش میره لواسان

چون معاینه فنی نداشته

پلیس میگیره و ماشینش رو می خوابونه

محمد با یه ماشین دیگه دنبال باباش

چون این یکی هم معاینه فنی نداشته

پلیس جلوش رو میگیره  که از دست پلیس فرار می کنه !

فرداش محمد میره کارهای ترخیص ماشین رو می کنه

باباش با ماشین سومی میره لواسون

ماشین سومی رو هم پلیس می خوابونه

خلاصه یه هفته است محمد درگیر  مکانیکی و معاینه فنی ماشین هاست !!

بهش می گم  چرا همش باید زور بالا سرمون باشه  تا

کارهای مورد نیاز  رو انجام بدیم ؟

دیگه حال نوشتن ندارم

خودتون بقیه چیزهایی که می خوام تعریف کنم رو  پیش بینی کنید !

/ 9 نظر / 19 بازدید
پرنسس

بابا امير خان [ابرو] شما كه خودت يه پا قانون شكني [مغرور] هم قانون مملكت رو زير پا ميگذاري ، هم قانون وبلاگيتون رو .... بيخود نبود "فرشيد امين" انقدر زور ميزد ميگفت : قـــــانون شكن ....... قـــــــــانون شكن .... [چشمک] اصلاً ميدوني چيه ؟؟ تو پرنسس آزاري داري . و نسبت به اينكه نسل ماها داره منقرض ميشه بسيار بي‌توجهي . [بازنده][ساکت]

سپهرsepehr

[گل] بقول خودت "دیگه حال نوشتن ندارم"[گل]

شبنم

من باهات موافقم.من هم کاری به چیزایی که این دولت و مسوولان می گویند ندارم.ولی خداییش ما ایرانی ها دست هرچی اصراف گره از پشت بستیم.نمی خوایم یک کمی هم کوتاه بیایم...[گل]راستی آقا امیر یک کمی از اون سلیقتون و به ما هم یاد بدین[شوخی]

پرنسس

امير خان ، چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد ...

نیلوفر

پس باید قدر پدر شوهرم رو بدونم که یک ماه قبل از اتمام زمان معاینه - رفت معاینه ماشینم رو تمدید کرد. [عینک]

عالم ملکوت

بسم الله الرحمن الرحیم وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ مَساكِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ خداوند به مردان و زنان با ایمان ، باغهایى از بهشت وعده داده كه از زیر درختانش نهرها جارى است جاودانه در آن خواهند بود ، و مسكن هاى پاكیزه در این بهشت جاودان دارند ، همچنین خشنودى پروردگار كه از همه اینها بالاتر است و این است رستگارى بزرگ [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [لبخند] سلام دوست عزیزم ... ایا تاکنون وصف بهشت را شنیده اید ؟؟ ایا میدانید بهشت کجاست ؟؟ البته که بهشت الهی غیر قابل توصیف است ولی با سری به درگاه ملکوت از شرافت منزلگاه اخرت رستگاران اگاه شوید و خویش را به دنیا نفروشید [لبخند]

و فا

سلام هميشه ميگن قدر چيزي رو كه داريم نميدونيم ولي وقتي از دستش بديم تازه ميفهميم چي بود چي شد كجا رفت.ما قدر دان نعمت هاي خدا نيستيم.[گل][گل][گل][گریه][ناراحت]