احساس محسوس

سلام

خدا رو شکر

یه جورایی خوشحال ... مشعوفم

مدتها داشتم رو یه سری طرح های فیلم نامه کار می کردم

فیلم نامه های کوتاه و مفهومی

تو یه زمان کوتاه بتونه یه نکته اخلاقی رو بگه

مدتهاست خیلی چیزا رو فراموش کردیم ... باید یه موقع هایی یه تلنگر هایی بهمون زده بشه

بیشتر از ده تا فیلم نامه کوتاه نوشتم و دست بهشون نزده بودم

تا چند هفته پیش که گفتن  این روز خاص باید اثری در تلویزیون باشه ...

فکر کردم ... فکر کردم ... چی بسازیم ... ؟ چی کار کنیم؟

دو هفته طول کشید که با خودم کلنجار رفتم ساختار کار برای این روز خاص چی باشه ...

بعد از دو هفته ساختار طراحی شده رو گفتم ... مورد پسند بود

یک هفته تحقیق و نگارشش طول کشید

متن از کجا شروع بشه ... چند سکانس / پلان داشته باشه ... چطوری و کجا تموم بشه

تا اینجاش سه هفته

هفته چهارم برای جمع کردن تیم تولید، برنامه ریزی ... سه روز تصویربرداری

دو روز تدوین ...

دو روز پیگیری پخش ...

و به لطف خدا بهترین نتیجه

اولین دستپخت من به عنوان نویسنده و کارگردان و همزمان تهیه کننده کار نمایشی - مفهومی  از چهار شبکه پخش شد

خدا رو شکر

به کوری چشم حسودان و افراد ناجور و نا اهل

بهترین زمان پخش سازمان که هیچ کس فکرش رو نمی کرد هم جزو زمان های پخش بود ...

فکرش رو نمی کردن ... نمی کردم ...

/ 3 نظر / 26 بازدید
نیلوفر

ما خوبیم خدا رو شکر بابت کارتون هم تبریک... خوشحالم که تا این حد از انجامش احساس رضایت دارین. رضایت از کاری که انجام میدی بهترین حس دنیاست

ویولا

سلام علیکم! به به موفق باشید دوست عزیز و هنرمند! اگه تمایل به کشف استعداد دارید می تونم خودمو معرفی کنم! بازیگری ،کارگردانی!!!، طراح صحنه یا لا اقل عکاس اگه خواستید من هستم [پلک]

از کسی که فیلمنامه اخلاقی نوشته بعیده بگه به کوری چشم... باید خیر خواه همه بود حتی ...