وبلاگ نویسی

سلام

از انواع رسانه ای که تجربه اش کردم و کمابیش ذهنم درگیرشه  همین وبلاگه

از دیرباز  روزنامه نوشتم

از دبستان روزنامه دیواری داشتم

14 سالم بود که اولین دوره حرفه ای شو دیدم

تا الان که نیم قرن یا کمتر! میگذره  ...

کمتر از بیست سالم بود که یه وبلاگ راه انداختم  با چند تا فراز و نشیب و تعویض آدرس 

این مونده

سالهاست دیگه عوضش نکردم

خیلی وقت ها جاهای مختلف مثل پشت فرمون، یه مطلب جالب تو ذهنم نقش می بنده که  به خودم قول میدم  به محض اینکه دسترسی به اینترنت داشته باشم بذارمش تو وبلاگ

اما هزار بار .... شایدم بیشتر شده که به این قول خودم عمل نکردم

یه زمون هایی انگیزه هایی داشتیم ...

وقت میذاشتم

وبلاگ نویسی واقعا معجونی از صبر و قدرت تولید محتوا و توان برقراری ارتباطه

که خب همه اینها کم شده . برای من که به نسبت قبل تو اینجا کم شده

البته شاید یکی دیگر از دلایلش  این رسانه های نو ظهور مثل وایبر و واتس اپ و امثالهم باشه

تعامل های اونجا  شاید کشش بیشتری داره ....

آره دیگه ....

با وجود این وبلاگ برای ما سنتی ها یه چیز دیگه است

/ 1 نظر / 5 بازدید
ویولا

واقعن .بلاگ برای منم یه چیز دیگست کاش اون آرشیو 10 سالم پاک نمیشد که اینقدر حسرت بخورم ولی باید یه فکر هم بکنن که وقتی یه داستان یا خاطره یا اصلا هر موضوعی که دوست داری ، جرقه اش تو یه لحظه تو ذهنت زده میشه ، همون موقع بتونی تو وبلاگت ثبتش کنی! اینی که من میگم یه چیز در حد تله پاتی با وبلاگه! وگرنه تا چند دقیقه یا چند ساعت بعد کلا حس و حال نوشتنه می پره یا اصلا فراموش میشه! الان من ایده دادم، یکی بره اجراش کنه!