درسهایی که از عاشورا باید بیاموزیم

سلام بر حسین

درباره عاشورا زیاد شنیده ایم

اما چه چیز بیشتر از همه درباره عاشورا  در ذهن ما نقش بسته ؟

تشنگی !

......

به این نکته توجه کنید:

مادر شمر که زن بزچرانى بود و در بیابان به کار خود مشغول بود، از چوپانىکه از کنار او مى‏گذشت، تقاضاى آب کرد تا با آن رفع عطش کند.

چوپان تقاضاى شیطانى خود را شرط دادن آب قرار داد و او نیز پذیرفت و از این طریق، نطفه شمر منعقد شد.

(بحارالانوار، ج 45، ص 5، 31، 56 و 336؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 237 و شفاءالصدور، ج 1، ص 378 ـ 375.)

حداقل درسی که  از این واقعه  که بی شک انسان ساز است باید بگیریم

این است  که نقطه مشترکی بین افراد ظالم وجود دارد

هیچ کس بی دلیل به افراد دیگر ظلم نمی کند

حتما مشکلی در گذشته خود دارد

شمر  ظالم بود چون در گذشته خود مشکل داشت و توانست این فاجعه را بیافریند

و بسیاری از ظلم ها فقط از حرام زادگان بر می آید

افراد سالم  قادر به بعضی اعمال نیستند

جملاتی از دکتر شریعتی در باره عاشورا



حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.



دیدم عده ای مرده متحرک که بر زنده ی همشه جاوید عزاداری میکردند!



اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا...



آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند.



از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند .

این که حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.



حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏کند .


حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.



مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنه‌ها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را .



امام حسین‏ علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید - حاکم مدینه - که از او بیعت مطالبه مى ‏کرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.



حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - که به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - که به انسان چگونه باید زیست را آموختند ...



مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام کسانى هستند که از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏کنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می کند.



"آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟



اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

آخه آرشیوتو حرا نابود میکنی هر دفعه تو !!!

پرنسس

سلام امیر خان [لبخند] غرض از مزاحمت تبریک یلدا بود و لا غیر [چشمک] امیدوارم شادیهاتون به بلندی یلدا باشه [لبخند] یلداتون مبارک [گل]

ستايش

مرسي همچنين اميدوارم هميشه ايام شاد و سرحال باشي دوست خوبم.

شبنم

شب یلدای شما هم مبارک باشه... خصوصی داری

آرامش

سلام امیر جان ممنون که اومدی یلدای شما هم مبارک موفق باشی

سپیده

سلام در مورد پست تون حرفی ندارم جز اینکه به گوش جان بسپرم سخنان دکتر شریعتی رو ... ممنونم از حضورتون عجب آهنگی مسخ شدم ...

سپیده

آهنگ وب دلکده بود که موقع نوشتن کامنت برای شما منو مسحور خودش کرد

و فا

اقا امير من خيلي خوشحالم كه داستان مادر شمر رو تعريف كرديب من اصلا اين داستان و نميدونستم.خيلي برام جالب بود.دست و دلتون درد ن كنه[گل][گل][گل][گل][گل][نیشخند]

ققنوس

پروردگار سلام! وقت بخیر جدا تحت تاثیر قرار گرفتم ...... جملات زیبایی را گلچین کرده بودین ممنون

مجید

ممنون از حضورت لینکت کردم اگه ای دی داری یاداشت کن جهت چت!! majid_kapabelanka